همه چيز

هرچي بخواي پيدا ميشه

امشب آيا عشق مي بيند مرا


مي شوم با ياد او از خود جدا


امشب آيا اين قلم خوش مي رود


مي نويسد حس زيباي مرا


امشب آيا دشت پاييز دلم


از بهار عشق مي گيرد صفا


تا شوم مشغول گلدان و گلي


پر كند در خاطرم ياد تو را


كاش مي خواندي مرا ، مي ديدي ام


تا كه جان گردد براي تو فدا


سوي من از جانبت آيد صدا


مي دهي هردم به قلبم اين ندا


هي مگو آيا ؟ هرگز ! چه وقت ؟


هين مشو هم ناله با فرياد ها


دلخوش و آرام باش و پر ثمر


تا شوي آزاد و مسرور رها



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹  ساعت: ۱۲:۱۰:۲۹  توسط: مهدي قاسمي  موضوع: | نظرات (0)
 ۱ |
Power By: zaminblog.Com | Design By : SampleTheme